تبلیغات اینترنتیclose
آغوش رنجها ( سیمین بهبهانی)
پیچک ( سیمین بهبهانی )
بانوی غزل ایران
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 8 شهريور 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

آغوش رنجها

 

 

وه !‌ که یک اهل دل نمی یابم
 که به او شرح حال خود گویم
محرمی کو که ،‌ یک نفس ، با او
قصه ی پر ملال خود گویم ؟
هر چه سوی گذشته می نگرم
جز غم و رنج حاصلم نبود
چون به اینده چشم می دوزم
جز سیاهی مقابلم نبود
غمگساران محبتی !‌ که دگر
غم ز تن طاقت و توانم برد
 طاقت و تاب و صبر و آرامش
 همگی هیچ نیمه جانم برد
 گاه گویم که : سر به کوه نهم
سیل آسا خروش بردارم
رشده ی عمر و زندگی ببرم
بار محنت ز دوش بردارم
 کودکانم میان خاطره ها
 پیش ایند و در برم گیرند
 دست القت به گردنم بندند
 بوسه ی مهر از سرم گیرند
 پسرانم شکسته دل ،‌پرسند
کیست آخر ، پس از تو ، مادر ما ؟
که ز پستان مهر ، شیر نهد
 بر لب شیرخوار خواهر ما ؟
 کودکان عزیز و دلبندم
 زندگانی مراست بار گران
 لیک با منتش به دوش کشم
 که نیفتد به شانه ی دگران

  

 

سیمین بهبهانی

برچسب ها : ,

موضوع : جای پا جلد دوم, | بازديد : 508