تبلیغات اینترنتیclose
فوق العاده( سیمین بهبهانی)
پیچک ( سیمین بهبهانی )
بانوی غزل ایران
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 8 شهريور 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

فوق العاده

 

 

 نیمی از شب می گذشت و خواب را
 ره نمی افتاد در چشم ترم
جانم از دردی شررزا می گداخت
خار و سوزن بود گفتی بسترم
بر سرشکم درد و غم می بست راه
می شکست اندر گلو فریاد من
بی خبر از رنج مادر ، خفته بود
 در کنارم کودک نوزاد من
خیره گشتم لحظه یی بر چهره اش
 بر لب و بر گونه و سیمای او
نقش یاران را کشیدم در خیال
تا مگر یابم یکی مانای او
شرمگین با خویش گفتم زیر لب
 با چه کس گویم که این فرزند توست ؟
 وز چه کس نالم که عمری رنج او
 یادگار لحظه یی پیوند توست ؟
گر به دامان محبت گیرمش
 همچو خود آلوده دامانش کنم
ننگ او هستم من و او ننگ من
 ننگ را بهتر که پنهانش کنم
 با چنین اندیشه ها برخاستم
جامه و قنداق نو پوشاندمش
بوسه یی بر چهر بی رنگش زدم
زان سپس با نام مینا خواندمش
ساعتی بگذشت و خود را یافتم
 در گذرگاهیّ و در پشت دری
شسته روی چون گل فرزند را
 با سرشک گرم چشمان تری
از صدای پای سنگینی فتاد
 لرزه بر اندام من ، سیماب وار
طفل را افکندم و بگریختم
دل پر از غم ، شانه ها خالی ز بار
روز دیگر کودکی بازش خبر
 می کشید از عمق جان فریاد را
 داد می زد : ای ! فوق العاده ای
خوردن سگ ، کودک نوزاد را


  

سیمین بهبهانی

برچسب ها : ,

موضوع : جای پا جلد دوم, | بازديد : 628